شيخ ذبيح الله محلاتى
12
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
كه آن اموال در يد او باشد و همچنين قوله تعالى حكاية عن سليمان على نبينا و آله و عليه السلام وَ وَرِثَ سُلَيْمانُ داوُدَ و بقرينهء قوله تعالى حكاية عن سليمان وَ قالَ يا أَيُّهَا النَّاسُ عُلِّمْنا مَنْطِقَ الطَّيْرِ وَ أُوتِينا مِنْ كُلِّ شَيْءٍ إِنَّ هذا لَهُوَ الْفَضْلُ الْمُبِينُ مراد وراثت مجموع است از علم و نبوت و اموال لعموم اوتينا من كل شىء . چهاردهم آنكه اين روايت مجعولهء ابى بكر بديهى البطلان است چه آنكه مضمون آن چنانچه گذشت آن بود كه معاشر انبياء ارث نمىگذارند نه ذهب و نه فضة و نه دار و نه عقار بلكه آنچه اولاد ايشان ارث مىبرند همان نبوت و علم و حكمت است و از واضحات آنكه ميراث لا بد از براى همه اولاد خواهد بود نه آنكه يك اولاد ارث ببرد و ديگر محروم شود و علىهذا پس بايد ورثهء رسول خدا و همه انبياء پيغمبر باشند چنان كه علم و نبوت از توارث بين همه اولاد است بلكه لازم است كه اولاد آدم همه انبياء و علماء باشند و اين غلط واضحى است كه تسفيه مىكند قائل به اين كلام را همه اهل عقول پس سفاهت و جهالت و ضلالت اين راوي اندازه ندارد پانزدهم آنكه اگر تركهء رسول خدا ( ص ) صدقه بود از براى مسلمانان و حرام بود بر اهل بيت رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلّم البتّه واجب بود اين حكم شرعى را رسول خدا براى اهل بيت خود بيان فرمايد خصوصا آن سرور مأمور بود كه ابتدا نمايد بانذار عشيرهء خود و اقرباى خويش لقوله تعالى أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ ايشان را در مقام ابلاغ احكام شرعيه و انذار از محرمات الهية مقدم بر ديگران بدارد خصوصا حضرت امير المؤمنين عليه السّلام كه در حق امير المؤمنين فرمود انا مدينة العلم و على بابها اكنون آيا مىشود گفت پيغمبر انذار نفرموده و اين حكم به اين مهمى را تبليغ ننموده اين حرف را غير از ملحد كافر نمىگويد و يا مىتوان گفت كه صديقهء طاهره و امير المؤمنين با مقام عصمت ادعا نمودند فاطمه عالما عامدا ادعا كرده و على عالما عامدا شهادت ناحق و ناصواب داده . شانزدهم و نيز در كفاية الموحدين مىفرمايد از اخبار مسلمهء بين الطرفين ظاهر شد كه امير المؤمنين و فاطمهء زهرا ( ع ) ابو بكر و عمر را ظالم و خائن و جائر و كذاب مىدانستند چنانچه در صحيح بخارى و صحيح مسلم و صاحب جامع الاصول و ديگران از